بانوی نور!

شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آنکه

تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم!

 

 آقا اجازه!

دست خودم نیست خسته ام، در درس عشق من صف آخر نشسته ام

یعنی نمی شود که ببینیم سحر رسید؟

درس غریب " غیبت کبری" به سر رسید؟

آقا اجازه! بغض گرفته گلویمان. آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان

استاد عشق، صاحب عالم!

گل بهشت!

باید که مشق نام تو را تاابد نوشت...

تجلی نور اهل ولا، در وجود مومنین

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن سلام و تشکر از دوستان ارجمند وبلاگی نقطه تسلیم شراب طهور و همچنین انصار مهدی عزیز که همیشه و در همه حال همراه و به یاد سدره المنتهی بودند و کوثر را از نقطه نظرات ارزشمندشون بی بهره نگذاشتند. خدا یاورتان

چند روز قبل با مطلبی روبرو شدم که از زیارت ضریح جدید امام حسین (ع) انتقاد بسیار داشت،  مبنی بر اینکه ضریح مبارک ساخته دست افرادی است عادی و ... و اینکه زیارت ضریح مبارک سوء استفاده از احساسات مردم هست و ... فرصت نشد تا در این مورد نظری داشته باشم. تا جائیکه می دونیم هر چیزی که منتسب به سید الشهدا (ع) باشد تقدس پیدا میکند. از اینرو ابراز احساسات پاک مردم متدین و عاشق حسینی از سر جهالت نیست بلکه از روی آگاهی اخلاص و عشق به ائمه اطهار علیهماالسلام بخصوص سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) هست.

نکته دیگر اینکه: جلوه اهل بیت علیهماالسلام بخصوص مولا علی  (ع) در وجود همه مومنین وجود دارد. اگر کسی نسبت به برادر یا خواهر دینی خود ظلم و ستم روا بدارد در واقع به امیر المومنین علی (ع) ظلم روا داشته و اگر کسی نسبت به مومنین محبت و مهربانی روا بدارد،  این محبت را به مولایمان حضرت علی (ع) متجلی نموده. پس باید متوجه رفتار و گفتارمان در اجتماع باشیم.

 در روز حشر، حق چو بپرسد چه داشتی؟
سر بر کند حسین(ع) و بگوید حساب شد...
یا حسین!

به هر دعا که توانم، تو را همیشه بخوانم. الا که روح دعایی، خدا کند که بیایی

 

این روزها که می گذرد کسی در باغ فریاد می زند. احساس می کنم در عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند

آن روز که عابران خمیده یک لحظه وقت داشته باشند تا سربلند باشند و آفتاب را در آسمان ببینند. آن روز پرواز دستهای صمیمی در جستجوی دوست آغاز می شود.

روزی که روز تازه پرواز است. روزی که نامه ها همه باز است

ای روزهای خوب، ای جاده های سخت گمشده در مه، ای روزهای سخت ادامه از پشت لحظه ها به درآیید، ای روزهای آفتابی، ای مثل چشم های خدا آبی هر روز در انتظار آمدنت هستیم. آخر کی بند اسارت از دستان آزادی گشوده خواهد شد؟

کی بر سر یکایک خانه ها خواهی گماشت چراغی از نور و عالم کلبه ای خواهد شد از عشق؟

اکسیر جوانمردی را کی شیشه شیشه در دکان عشق خواهند فروخت؟

برایم بگو از خوبی ات که بمحض آمدنت همه را خوب خواهد کرد. برایم لالایی بخوان از گفته های مادرت زهرا (س)، بگو چگونه قلب علی (ع) را از آن خود کنم؟ برایم بگو چگونه بگویمت که دوستت دارم و جواب بگیرم از تو؟

نمی دانم چرا سکوت کردی و بانگ بر نمی آوری اناالمهدی!

اینبار تو از خدا بخواه تا با زیبایی اش برساند زیبای نرجس را. مولای من! بر دست گیر کتاب احمد را، تکیه ده به خانه رب الکریم و سر ده ندای اناالمهدی را...

ای ماه وضو ساخته در چشمه ی باران، رسوای جهانی شده ام از تو چه پنهان

کافر شدم این مزرعه را خوشه به خوشه، یک سیب بچینم مگر از شاخه ی ایمان

با شوق بهاران تو سرمست گذشتم، از کوچه پاییز و خیابان زمستان

خورشید شدی سر زدی از خاور بختم، قربان قدمهای تو ای سرزده مهمان

آغاز شدم با تو و در عشق شکفتم، هرگز نرسد عاشق دیوانه به پایان

من زنده به آنم که در این عشق بمیرم، صدبار اگر زنده شوم باز بمیران

یا اباصالح المهدی (عج)

 

مفاخره حضرت زهرا (س) با علی ابن ابیطالب (ع)

مفاخره حضرت زهرا سلام الله با همسرش امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام:

علی (ع) به فاطمه (س) گفت: پیغمبر (ص) مرا بیشتر از تو دوست دارد. زهرا (س) گفت: واعجبا! من دختر اویم. من نور دیده پیغمبرم. من پاره جگر او هستم. یگانه دختر باقی مانده او هستم. علی (ع) باو فرمود: اگر باور نمیکنی برویم خدمت پیغمبر (ص) بپرسیم. فاطمه و علی رفتند به نزد پیغمبر (ص).

فاطمه (س) عرض کرد: پدر جان! کدام یک از ما را بیشتر دوست داری؟ فرمود: انت احب و علی اعز منک علی (ع) گفت من نگفتم پیغمبر مرا بیشتر از تو دوست دارد من آنم که درخانه خدا متولد شدم!

فاطمه: من دختر خدیجه کبرا هستم علی: من پسر کسی هستم که صفا را بنا گذاشت. فاطمه: من دختر کسی هستم که او را سدره المنتهی بردند.

علی: من آنم که بلندی پرچم اسلام به دست من بوده.

فاطمه: من دختر کسی هستم که تا مقام دنی فتدلی رفت و به مقام قرب قاب قوسین او ادنی رسید. علی: من پسر محصنات زنان هستم. فاطمه: من دختر صالحات زنان هستم.

علی: من کسی هستم که جبرئیل خدمت من کرده است.

فاطمه: من کسی هستم فرشته راحیل با من سخن گفت و ملائکه بر خدمت من برخاستند.

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

در بهار آزادی جای شهدا خالی!

در بهار آزادی جای شهدا خالی!

کدوم بهار کدوم آزادی؟ منظورم از آزادی همون رهایی از قید و بندهای سلطه و ستمگری و غارت و تهاجم فرهنگی و... نیست. بلکه آزادی است که بعضی ها از روی بی دینی و بی ایمانی و احیانا ناآگاهی اون رو رقم زدند. و حقش رو برای خودشون ایجاد کردند.

مثل موضوع حجاب و اصل آزادی!

بعضی ها فکر می کنند وظیفه ای که در اسلام بر عهده زن نهاده شده.. بر آنها تحمیل شده و نسبت به آزادی زن اهانت شده بنابراین مقابله می کنند و نسبت به حفظ کرامت و حرمت خود بی توجه هستند. غافل از اینکه شهدا خونشان را برای حفظ  حجاب و عفت زنان این مملکت و دفاع از حریم ولایت تقدیم کردند اما حالا جایشان خالی است تا ببینند در بهار آزادی و رهایی از عقل و اندیشه و ایمان و بصیرت چطور پشت پا به خون پاک و مطهرشان می زنند. اوضاع بی بند و باری را در کوچه و خیابان بسیار دیده ایم و شاید در منظر نگاه عادی به نظر بیاد اما در ادارات و سازمانهای دولتی چرا؟؟؟

چرا یک اداره دولتی با وجود نیروی انتظامی مستقر کاملا بی توجه و بی تفاوت برخورد میکند؟ مسئولیت مسئولین کجای این زمان و مکان به خواب رفته؟ در روز حساب و حسرت چگونه بر روی گلگون شهیدانی که برای نهادینه کردن اسلام ناب محمدی (ص) با خون پاکشان سودا کردند می نگریم؟

استاد پناهیان:
الان مهم ترین نیازی که جهان اسلام،جامعه ما،انقلاب اسلامی ما و انقلاب جهانی اسلام دارد به رسانه است.
در جمهوری اسلامی ایران یک نفر نداریم برای حجاب یک فیلم سینمایی شایسته بسازد.

و به یاد امام راحل قدس سره الشریف که فرمودند:

اگرلخت بودن تمدن است، پس حیوانات متمدن ترند!

 

آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)

مولای متقیان امیر المومنین حضرت علی (ع) می فرمایند:

مردمی را به یاد دارم که برگی بدون خار بودند. ولی امروزه خاری هستند که برگی ندارند

 یا صاحب الزمان (عج)  آجرک الله فی هذه المصیبات

 

شاهین نجفی نواگر گمراه با توهین به جایگاه رفیع ولایت و امامت سعی در کم رنگ کردن تلائلو انوار الهی اهل بیت داشته و هم چون یزیدیان در خواب غفلت دست شیطان را به بهانه بندگی بوسه زده   ولی غافل از آن که در جهل مرکب خویش تا ابد گرفتار خواهد بود...
 
 خبرگزاری فارس:  به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ، به ساحت مقدس امام زمان (ع) وامام هادی علی النقی(ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی گلپایگانی صادر شد.
 
 
این مقدسات ما بود چرا حرمت و شکستی
لعنت خدا به قلبت تو دل شیطون نشستی
 
من نمیذارم خونه دل خالی از حس خدا شه
آدمی مثل تو باید رو زمین دیگه نباشه
 

چیست تفسیر فاطمه (س)؟

چیست تفسیر فاطمه (س)؟

فطمت من الشر 

محدث فیض در خلاصه الاذکار نقل کرده از حضرت زهرا (س) روایت است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم. فرمود ای فاطمه مخواب مگر بعد از آنکه چهار عمل به جا آوری:

ختم قرآن کنی و پیغمبران را شفیع خود گردانی و مومنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره بکنی. این را فرمود و مشغول نماز شد. من توقف کردم تا نماز خود را تمام کرد. گفتم یا رسول الله (ص) امر فرمودی به چهار چیز که من قدرت ندارم در این وقت آنها را به جا آورم. آن حضرت تبسم کرد و فرمود هرگاه بخوانی قل هوالله احد را سه مرتبه پس گویا ختم قرآن کردی و هر گاه صلوات بفرستی بر من و بر پیغمبران پیش از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت و هرگاه استغفار کنی از برای مومنین پس تمامی ایشان از تو خوشنود می شوند. و هرگاه بگویی سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر پس گویا حج و عمره کرده ای!

به یاد جمعه شبهای رویایی هیئت الرضا (ع)

ما دنبال بهانه ایم تا پرچم امام حسین علیه السلام را متعالی کنیم.

جمعه شبها میریم خونه ارباب. همون اربابی که در شبهای تار نور از جبین مبین شون ساطع بود و مردم ایشان را به آن نور می شناختند. خونه ارباب یعنی هیئت  همون بهونه ای است که دنبالش هستیم تا در اونجا بیرق امام رو متعالی کنیم.

اما قبلا باید خودمون رو پاک و عالی کنیم. روح جسم اخلاق. بله اخلاق!

گاهی متوجه رفتارمون نیستیم و فکر میکنیم برای پیشبرد هدف و خدمتگزاریمون در راه خدا و ائمه علیهماالسلام داریم خوب تا می کنیم اما غافل از اینکه شاید خطا کردیم. متوجه نبودیم دلی رو شکستیم چشمی رو گریان کردیم. قلبی رو آزردیم و چه خوش خیال که هیئتی هستیم به تمام معنا...

این خیلی خوبه که آگاه باشیم حواسمون به رفتارمون باشه غافل نباشیم و فکر نکنیم که ما هرگز فکرمون به خطا نمیره. و گمراه نمیشیم. فکر می کنیم تو عالم دوستی و رفاقت هر طور بخواهیم صحبت کنیم. نه این درست نیست. احترام به نوکران امام حسین (ع)  احترام به عاشقان و محبان امام حسین (ع) یکی از دستاوردهای این اعتلاست که هدف ما هیئتی هاست.

روایتی از شیخ مفید علیه الرحمه که میفرماید: عمربن سعد لعنه الله علیه در دوران نوجوانی با حسین بن علی (ع) گفتگو میکرد که نزد ما گروهی از بیخردان هستند که گمان می کنند من تو را خواهم کشت. حضرت فرمود که آنها بیخردان نیستند ولیکن علما و دانایانند!

عمربن سعد هرگز فکر نمیکرد روزی مقابل امام قرار بگیره وپشت پا به ملت و دینی که اظهار انتساب به او میکنند بزنه نه دین دیگر و ملت دیگر!!! اما شد... از روی غفلت و ناآگاهی. غرور و خودخواهی. گمراهی دورویی و...

انشاالله در تمام لحظات ملکوتی حضور در هیئت الرضا (ع) زبان خوش ما گویای حرف دل و پاکی حضرت مریم سلام الله تبلوری در وجود و صبر یعقوب (ع) مکمل اعمال و کردار و استقامت سمیه سلام الله سرمشق تلاش و امانتداری  حضرت محمد (ص) الگویی برای نگهداری رازها و دوستی هامون باشه.

یاعلی

بر یهود امت سلام نکنید

جمعیتی شخصی را امام خود قرار دادند و پشت سر او نماز می خواندند. اتفاقا فردی وارد شد. وقتی امام جماعت را دید که حتی از حسن ظاهری محاسن و دیگر شرایط امام جماعت برخوردار نبود به افراد اعتراض کرد که شما پشت سر شخصی نماز می خوانید که مرتکب گناه کبیره و صغیره می شود و حال آنکه این نماز صحیح نیست .

مامومین در جواب گفتند: ما او را قبول نداریم اما برای اینکه کفش هایمان را ندزدد جلوی خود قرار داده ایم که کفش هایمان محفوظ بماند!

 

در اسرار الصلواه غزالی ص ۴۳ روایت شده: وقتی روز قیامت می شود قومی محشور می گردند که صورتشان مثل ستاره می درخشد. ملائکه می گویند: اعمال شما در دنیا چه بود؟ آنان می گویند ما وقتی اذان مسجد را می شنیدیم به پا خاسته و به سوی طهارت ووضو می رفتیم و به غیر این کار مشغول نمی شدیم.

سپس قوم دیگر محشور می گردند که صورتشان مثل قمر می درخشد. از آنان سوال می شود که شما چه اعمالی دارید؟ می گویند: ما قبل از وقت و فرا رسیدن نماز وضو می ساختیم و آماده نماز می شدیم آنگاه قومی دیگر محشور می گردند که صورتشان مثل آفتاب می درخشد. آنان می گویند ما اذان را در داخل مسجد می شنیدیم. یعنی قبل از اذان در مسجد حضور داشتیم. 

پیامبر (ص) فرمود: به یهود و نصاری سلام کنیدو بر یهود امت من سلام نکنید. عرض کردند: یا رسول الله! یهود امت شما کیست؟ فرمود: آنها که اذان و اقامه را می شنوند ولی در نماز جماعت حضور پیدا نمی کنند.

باز جنون فلانی گل کرده است

از حجه الاسلام مرحوم حاج آقا میرزا تقی زرگری نقل شده که :

در زمان رضا شاه علما را تحت فشار قرار داده بودند که برای داشتن عمامه جواز داشته باشند و گرفتن جواز هم به این شرط بود که در امتحان طلبگی شرکت کنند و خیلی از علما تن به این کار نمی دادند. در ضمن به دستور رضا شاه تمام القاب هم لغو شده بودو حتی کسی اجازه نداشت با لفظ حاجی کسی را صدا کند!

مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی رحمه الله علیه از اکابر عرفا و سالکان الهی در حالاتی به سر می بردند که این قید و بندها برای ایشان  مفهومی نداشت و به همین دلیل جواز عمامه نگرفته بودند ولی آزادانه با لباس به این شهرو آن شهر می رفتند!

یک روز آن مرد خدا را به کلانتری احضار کرده و از او می پرسند نام شما چیست؟

جواب می دهند: جان!

می گویند: نام شما حاج ملا آقا جان است نه جان! می فرمایند: بله ! حاج ملا آقا جان بود ولی شما به دستور ارباب تان  قید حاجی و ملا و آقا را زدید و در اینصورت برای من جز جان باقی   نمی ماندکه آن هم متعلق به جانان است! و ربطی به شما ندارد.

ماموران کلانتری به هم نگاه می کنند و می گویند: باز جنون فلانی گل کرده است. کسی حریف او نمی شود!

در نتیجه: مردان خدا به خاطر دقتی که دارند با نکته بینی های خاص خود افراد مغرض را وادار به اعتراف و ناتوانی می کنند و از دامی که برایشان گسترده شده به آسانی عبور می کنند بی آنکه ترسی به خود راه بدهند. همینجا یاد شهید چمران افتادم. روحشان شاد و با اعلی علیین محشور انشاالله. که ایشان هم بسیار با درایت و مدبر بودند در امر شکست دشمن. یاعلی

سلام

سلامی به گرمای خورشید فروزنده که در آخرین روزهای ماه  صفر دیگر بار چشمم را به جملات محبت آمیز دلهای پرشور و جانهای پرشعور مهربانان دیار مجازی روشن نمود تا به این همدلی و هم اندیشی بار دیگر با تکیه و توکل بر خدای مهربان برقرار باشم.  

نمیدونم چرا توی فعالیت وبلاگیم بین اولین سفر کربلای معلی و دومین سفرم که اگر خدا بخواهد نهم بهمن ماه هست اینطور وقفه ایجاد شد.. ولی میدونم که هر چی بود دلتنگی بسیار همه جا و هر لحظه همراهم بود. و من به قول دوستان هیئت الرضایی در میان سایه روشن دلتنگی هام بخصوص وقتی فضای شهر و هوای روزگار نفس گیر می شود با روضه ی حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) نفس تازه میکنم.

آه! خدا این هیئت رو از ما نگیره.. خدایا! دستگاه امام حسین(ع) رو از ما نگیر .. خدایا! لیاقت نوکری رو از ما نگیر  و به قول حاجی آداب نوکری رو یاد داشته باشیم و سنگ اندازی نکنیم. اشتباه نکنیم که تاوانش دوری از سید الشهدا (ع) باشه که اگر... دیگه دستمون به جایی بند نیست.

به هر حال اگر شایستگی و لیاقتی هم باشه بی لطف پروردگار و بدون نظر مبارک اهل بیت علیهم السلام نیست. یاعلی

سفر به کربلای معلی

خدا را شاکرم که مورد عنایت مولایم ابا عبدالله الحسین (ع) قرار می گیرم. باشد تا به شکرانه این عنایت توفیقات بیشتری شامل حالم شود.

 خدا را شاکرم که به خاک تفتیده ای پا می گذارم که در سال ۶۱ هجری مامن کودکان نوجوانان و در حقیقت جان بر کفانی بود که بدون هیچ چشم داشتی در راه دفاع از امام عصر خود دست از جان شستند و کبوتر وار در آسمان کربلا به پرواز درآمدند.

حلالیت می طلبم و التماس دعای خیر...

ای دل پر گفتگو! خاموش باش      دم مزن اینجا سراپا گوش باش

یاد آن خون خدایـــی می کنی         باز ما را کربلایـــــــــی می کنی

در دل ما شور و حال نینواست         وه چه شوری! کربلا در کربلاست

توشه این راه باشد ترک ســر          با من و دل همسفر شو همسفر

 

سلام بر شما دوستان خوب و عزیز

قبل از هر چیز ازلطف عزیزانی که زیارت زائر امام حسین (ع) رو همچون زیارت امام دونستند و زیارت قبول گفتند تشکر میکنم. امیدوارم تشرف به کربلای معلی روزی تون باشه

واقعا حضور در اماکن مقدسی چون مسجدحنانه٬ مسجدکوفه٬ مسجدسهله٬ سرداب امام زمان عج ٬ مرقد مطهر عموی حضرت مهدی(ع) ٬ نرجس خاتون٬ حکیمه خاتون مادر و عمه ی امام٬   حرمین عسگریین علیهماالسلام  و امام موسی ابن جعفر و امام جواد الائمه علیهماالسلام٬ که زمانی نوری از انوار الهی را در وجود خود داشتند لطف بزرگی از جانب خدا بود.

انشاالله این لطف و مرحمت شامل حال همه ی کسانی شود که در آرزوی زیارتش به سر می برند.

و اما امشب که شب جمعه ۲۲ مهرماه مصادف با شب عاشورای حسینی( شمسی ) است در تب داغ حسین علیه السلام همراه با زینب خون جگر (س) و لیلای بی اکبر(ع) می سوزیم و نیز همراه با هیئت الرضائیها نام کربلا و اباعبدالله الحسین علیه السلام رو زنده نگه می داریم..

یاعلی

 

ویژه ماه مبارک رمضان_لیالی قدر همراه با هیات الرضا (ع)

رمضان می رود و می برد از کف دل ما، آنکه یکماه صفا یافت از او محفل ما

رمضان عقده گشا بود گنهکاران را،  وای اگر او رود و حل نشود مشکل ما

حال که ای ماه خدا می روی آهسته برو

که ندانی چه کند رفتن تو با دل ما

بارالها! عید مرا، میهمانی خداحافظی با ملکوت قرار مده که من برای ادامه تحصیل تو، امروز را قرار داده ام تا برای معراج روحم، پلکانی از روزهای عمرم بسازم. چه شیرین است رسیدن به بام رضایت تو، آن هنگام که زیر آسمان، در قنوت نماز عیدم دست نیازم را پر از شفقت می کنی و مرا تهی دست باز نمی گردانی! می دانی که دستاویزی جز تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله علیها در تعقیبات نمازهایم ندارم که از تهی دستان، جز وام گرفتن از آبروی محمد و آل او کاری برنیاید.
«بهشت اگر چه نه جای گناه کاران است     بیار باده که امید من به بخشش اوست»
ـ طلوع عید فطر، طلوع آدم است از قعر ظلمت گناه؛ مبارک باد صبحی که خورشید و انسان، هر دو پس از سیاهی، آغاز می شوند!

الهی ! تمام وجودم را دررضا بالرضائک ذوب نما

با اینکه گاهی به دلیل بی سعادتی یا نمیدونم کم سعادتی توفیق حضور در جلسات پر فیض هیات الرضا (ع) رو از دست میدم اما !
دلم میخواد در شب اولین قدرش اذن دخول داشته باشم و بر آستان حضور بایستم . از چشمان ترم گلواژه های الهی العفو ... الهی العفو ... بریزم و بعد اگر چشمم غفلت را خواب کرد در سحرگاه همنفس با فزت برب الکعبه مولا رستگاری را از پشت در ببویم .

 دلم میخواد تو هیات الرضا (ع) با نوای حاج رضا هلالی سه شب بلکه بیش بر آستان در کاسه تمنا بدست به انتظار بنشینم و دومین شب قدرش را قرآن بر سر به نظاره اتصال قرآن ناطق بروم

سومین شب قدر را نیز همنفس با ناله زینب (س) در سومین شب جدایی بامید سحر ( قسطا و عدلا ) با پای اشتباق و چشم انتظار طی کنم .. سیاهی چشمم را به سیاهی شب بسپارم و در سپیدی صبح چشمان یعقوب را به امانت ببرم و بوی پیراهن یوسف را از فضای ملکوتی هیات الرضا (ع) بشنوم و بالاخره هفتمین شب رهایی مولا امیرالمومنین علی (ع) از رنج فراق فاطمه (س) را به آخرین شب گشایش درهای آسمان پیوند زنم .
سلام را جواب گویم و هدیه اتصال و یکی شدن با ملائک و روح را با دستان نیازم برگیرم .
من تجربه دریافت هدیه اتصال در هیات الرضا (ع) رو دارم . انشاالله نصیبتون .
 با آرزوی پوشیدن لباس احرام از کعبه بت شکن به طواف نخلستانهای کوفه .. از زمزم فرات نوشیدن و آنگاه برای قربانی روانه منای کعبه کربلا شدن و باستقبال محرم رفتن . یاعلی

 

رمضان

 ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بين شعبان و شوال است، رمضان در لغت‏به معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است. بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مى‏سوزد و شايد ماخوذ از «رمض‏» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صيام گناهان را مى‏سوزاند به اين خاطر، بدين اسم موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكليف نفس است. اما صوم و روزه كه در اين ماه تكليف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشاميدن و مفطرات ديگر از طلوع صبح تا غروب.

در قرآن مجيد يك بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صيام و صائمين و صائمات ... آمده است.

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آيه 179 سوره بقره طرح شده است: يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.

 

مبارك باد آمد ماه روزه  رهت‏خوش باد اى همراه روزه .. شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه

نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه .. مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه

بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه .. بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه

رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه .. چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه

گندم؛ نعمت زیبای خدا و نماد برکت

خدا مشتری ندارد!

شیخ گاهی داستان شیرین و فرهاد رو مثال میزد و می فرمود:

فرهاد هر کلنگی که میزد می گفت: شیرین جونم!

و غیر معشوق خود ذکری نداشت. به یاد شیرین بود و به عشق او. هر کاری انجام میدهی تا پایان کار باید همین حال رو داشته باشی . همه فکر و ذکرت باید خدا باشه و نه خودت. در اینصورت همه اینها مقدمه وصله. حتی نفس هایی که می کشی به یاد او بکش!

شیخ می فرمود: امام حسین (ع) مشتری زیاد دارد. ممکن است امام های دیگر هم همین طور باشند ولی خدا مشتری ندارد! من دلم از این می سوزد که خدا مشتری هایش کم اند. کمتر کسی می آید بگوید من خدا را دوست دارم و می خواهم با او آشنا شوم. در حالیکه ما به خدا محتاجیم و خدا عاشق ماست. و گاهی می فرمود: یوسف خوش هیکل است اما تو نگاه کن بببین آن که یوسف را آفرید چیست. همه زیبایی ها مال اوست.

عشق ز پروانه بیاموز!

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط  نقل می کند که فرمود:

شبی من گرم مشغول مناجات تضرع و راز و نیاز با معشوق بودم. دیدم پروانه ای آمد دور چراغ گردسوز. هی گردش کرد تا یکطرف بدن خود را به چراغ زد و افتاد اما جان نداد. با زحمت بسیار دوباره خود را حرکت داد و آمد و آن طرف بدنش را به چراغ زد و خود را هلاک کرد. بعد از این جریان به من الهام کردند:

فلانی! عشقبازی را از این حیوان یاد بگیر. دیگر ادعایی در وجودت نباشد. حقیقت عشقبازی و محبت به معشوق همین بود که این حیوان انجام داد. من از این داستان عجیب درس گرفتم و حالم عوض شد.

شعبانیه

ای جمکران!

جهان گردیده کنعان و تورا یوسف بود نامت. هزاران چشم یعقوبی بود هر جمعه دنبالت

هزاران هندوین خال و هزاران یوسف مصری شده دلداده ی روی مه و آن هاشمی خالت

فزون از قرن می باشد زتو ما بی خبراما صباح جمعه با ندبه ز تو پرسیم احوالت

هزاران چله بگذشته ز روز عهد ما با تو. به ما برگو تو ای آقا بود کی وقت دیدارت...

کبوتر قلبم پرید و جلو رفت. مرا به دنبال خودش می کشید. گذشتیم و گذشتیم اما کبوتر دلم هنوز داشت می پرید. مقصدش ورای همه دشتها بود. همه ی دشتها با مردمان اینچنین. ناگهان عطر عجیببی هوا را پرکرد. خیره شدم. گنبد فیروزه ای زیبایی می درخشید و همه کبوترها را به سمت خود می خواند. همه چیز آرام بود. همانجا نشستم. پس این دلم صحن و سرای جمکران را بهانه کرده بود.

ای جمکران تو چه می کنی با دل اینهمه مشتاق؟ مولایت کجاست؟

کسی درونم ندا سرداد: ما در همه حال از احوال و اوضاع شما با خبریم. نفس راحتی کشیدم. دیگر نگران کبوتر دلم نبودم.

در دیار ما که هر کالا به هرجا در همست. خوب و بد معیوب و سالم.. زشت و زیبا در همست. گر خریداری کند کالای خوب از بد جدا.. با تشر گوید فروشنده که: آقا در همست!

مهدیا! یاران خوبت را مکن از بد جدا. روسیاه و روسفیدش جان آقا در همست..

ز عقل و عشق پرسیدم که این مولود بشناسم

جواب از عقل نشنودم ولیکن عشق گویا شد

که این مولود چون سری است از اسرار سبحانی

وجود اقدسش مصداق قول ما عرفنا شد

شکفتن گل حسین (ع) و میلاد با سعادت خیر اهل الارض. بهترین موجود روی زمین. سید الساجدین امام زین العابدین (ع) و میلاد تشنه کام جوان عاشورا حضرت علی اکبر(ع) بر همه شیعیان عاشورا دل و محبان اهل بیت علیهماالسلام مبارک باد

پنجره ای رو به آسمان گشوده شد

از گلدسته ها گلبانگ تکبیر بلند شد

مردی می آید که عرش را در کلمات ملکوتی اش به تصویر می کشد

مردی می آید که دلش تاریخ کربلاست و سکوتش تفسیر فریاد است.

مردی می آید که در سیمایش اثر سجود و قامتش ارتفاع عبودیت است.

مردی می آید که به راز باران آشناست و فرشتگان را می بیند که قطره قطره باران را تجلی می کنند.

ای زینت عابدان دنیا! سلام بر تو ای همه نیایش. سلام آغاز سجده. این ترانه بی بدیل توست که در ذکر فرشتگان می پیچد

اشکهای تو همیشه بوی گلاب دارد. ای همدم چاههای مدینه!

ای اشک. ای عابد! آمدن تو کام را لبریز می کند.

این ذکر که بر لبم می جوشد حمد خداوند توست. آمدی تا خدا فخر کند به اینهمه چین و پینه زانوانت.

سلام بر آمدنت.

همچنین میلاد ارغوانی ایثار و شهامت حضرت ابالفضل العباس (ع) مبارک باد

ای سربلندی تاریخ!

ای سرافرازی آسمان. ای یاریگر عشق!

دیری است که چشم به راهت بودیم. آرزومند تکرار لحظه های آمدنت بودیم و دلهایمان را به عبور تو بشارت داده ایم

ای شانه های استوار سپیدار!

ای بال معراج کبوتر ابالفضل العباس (ع) میلادت بر آسمانیان و عرشیان. زمینیان و عاشقان مبارکباد

الهی رجب گذشت و ما از خود نگذشتیم. تو از ما بگذر...

جنس دل بچه هیئتی ها

حضرت ابی عبدالله (ع) فرمود: خدا ما را از علیین آفرید و ارواح ما را از بالاتر آن آفریدو ارواح شیعیان ما رااز علیین آفرید و پیکرشان را از پایین تر آن. پس قرابت میان ما و آنها از این جهت است و دلهای ایشان مشتاق ماست.

جنس دل ما هیئتی ها از بدن رسول الله (ص) است که رفت تا قاب قوسین او ادنی. دل ما از جنس چشم علی (ع) است که عبادت نمی کند خدایی را که نمی بیندو نمی بیند چیزی را مگر خدا را قبل و بعد و با آن می بیند. دل ما از جنس آن بازویی است که برای خدا شمشیر می زد و جبرئیل لافتی یش خواند. دل ما از جنس فرق شکافته علی (ع) است که در محراب نماز و در حال راز و نیاز شکافته شد. دل ما از جنس خون علی (ع) است که محاسن اورا خضاب و رویش را سرخ کرد.

دل ما بچه هیئتی ها از جنس پاهای ورم کرده حضرت زهرا (س) است. دل ما از جنس بدن حضرت زهرا (س) است که بوی بهشت می دهد. دل ما از جنس دست کریم اهل بیت امام حسن (ع) است. دل ما از جنس خون حسین (ع) است که ثارالله است. دل ما از جنس زخمهای امام سجاد (ع) است که در اسارت بر بدن مبارکشان نقش بسته بود. دل ما از جنس چشم امام سجاد (ع) است که از خوف خدا گریان بود. دل ما از جنس سینه ی امام محمد باقر (ع) است که شکافنده علم است.

دل ما هیئتی ها از جنس زبان امام صادق (ع) است و از جنس امام موسی کاظم (ع)، از جنس بدنی که در راه خدا، برای خدا زندان کشید. دل ما از جنس دست امام رضا (ع) است که اگر بر چیزی دست بکشد آتش بر او بی ثمر می شود. دل ما از جنس امام جواد (ع) است. او که مظهر جود و بخشش خداست. او که جودالله است. و از جنس امام حسن عسگری (ع)که عسگر خداست.

دل ما از جنس مولاست که باب الله است. از جنس چشم او که عین الله است و از جنس خال هاشمی او ست که عالمی را دیوانه کرده است. دل مااز جنس سینه اوست که مالامال درد است. دل ما حرم الله است. دل بچه هیئتی عرش الرحمن است از اعلی علیین است. آری دل ما از جنس آنهاست. آنها مهبط الوحی اند. معدن الرحمه و خزان العلم اند.

اگر دلمان را دل کنیم و دل نگهداریم فرازی از جامعه کبیره می شود. ابواب ایمان می شود. سرچشمه هدایت می شود. چراغ شب تار می شود. جای خرد و عقل می شود. کهف الوری می شود . محل معرفت الله می شود. مسکن برکه الله می شود. معدن حکمه الله و صندوقچه اسرارالله و حامل کتاب الله می شود.

سلمان با ابوذر و مقداد فرقش در چشم و گوش  نبود بلکه فرقشان در دلشان بود که حضرت رسول (ص) فرمودند: سلمان منا اهل البیت. و اگر دل ما دل باشد می شود ذریه ی رسول خدا (ص). می شود داعی الی الله. مستقر در امرالله. کامل و تام در محبه الله و مخلص در توحیدالله. مظهر در امرو نهی الله. ما اگر دلمان را دل کنیم و دلمان دل شود حرم الله می شودو خدا در دلمان جای می گیرد چون خدا نامحدود است و دل ما محدود. پس بقیه الله می شودو برگزیده او و خوب او و گنجینه علم او و محبت او و صراط او نور او و برهان او می شود. شهادت می دهد که لا اله الا الله. چون در او غیر خدا نیست می گوید: لیس الاالله. می گوید: الله

دل ما از جنس حضرت محمد مصطفی (ص) است که اول عبده و بعد رسوله است. پس دل ما عبد می شود رسول هدایت می شود. قائم به امرالله و عامل به امرالله می شود. اجسادکم فی الاجساد می شود. اگر آنها دل ما باشند پس قبر ما قبورکم فی القبور می شود. اگر چهل صباح اخلاص داشته باشیم از دلمان حکمت بر زبانمان جاری می شود.

شیعه به قدو قامت و دست و پا نیست. شیعه به دل است! اگر دل ما هیئتی ها دل باشد شیعه می شود و زیارت جامعه مال ماست. مال ما می شود! یاعلی

فلسفه وصیتنامه سیاسی حضرت زهرا (س)

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

فاطمیه آمد و و آن همدم و مونس کجاست شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست

مردمی که در مکه و مدینه زندگی می کنند قرآن را بسیار احترام می کنند و محترم میشمارند تا جائیکه اگر قرآن را بر زمین بگذاری از طرف آنها مورد سرزنش قرار میگیری. این رفتار رو در دو مرتبه توفیق تشرفی که به سرزمین وحی داشتم دیدم. و اینجا برام جای سوال هست که آیا در قرآن سوره کوثر رو ندیدند و نخواندند که خداوند به رسول مکرم اسلام فرمود: من به تو کوثر را عطا کردم ( حضرت فاطمه س ) که مقام شفاعت هستند و دشمن بدگوی تو مقطوع النسل و بواسطه کوثر قرآن نسل تو تاقیامت به کثرت و عزت باقی است؟

پس این مردم رفتارشان با کردارشان یکی نیست. اینها دشمنان اسلام و مسلمین هستند چرا که شیعه اهانت به قرآن را مرتکب نمی شود. و سنی مذهب آل سعود و آل خلیفه چرا قرآن را می سوزاند و به کلام الله مجید آن معجزه بزرگ الهی توهین می کند؟

ای بقیع قبر یاس کجاست؟ 

 

این قدر پی قبر من مظلومه نگردید هر جا دلتان می شکند قبر من آنجاست

هرجا که عزا بر من مظلومه گرفتند ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست

بر مشامم می رسد بوی عزای فاطمه می شوم آماده ی گریه برای فاطمه 

هر کسی بربام خانه پرچم زهرا(س) زند

می شودایمن زغم تحت لوای فاطمه

همه می پرسند چرا قبر فاطمه مخفی است؟

چرا مراسم کفن و دفن آن یگانه دخت پیامبر (ص) مخفی و پنهان برگزار شده؟ چرا مراسم تشیع جنازه و نماز بر پیکر کوثر قرآن بدون اطلاع مردم مدینه غریبانه برگزار گردید؟

و می شنوند که حضرت زهرا (س) خود وصیت کرده بود. می پرسیم چرا؟ فلسفه وصیتنامه آن بزرگوار چیست؟

حضرت زهرا(س) بر کاغذی نوشت: امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی (ع) شکستند و نادیده گرفتند حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند. آنها که نسبت به حق ما ظلم روا داشتند و ارث مرا غاصبانه تصرف کردند و سند مالکیت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودندو به آتش کشیدند. آنها که گواهان و شاهدان مرا تکذیب نمودند سوگند بخدا که گواهان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمومنین علی (ع) و ام ایمن بودند.

آنها که در روز حمایت از ما در خانه های خود خزیدند. امام علی (ع) مرا همراه حسن و حسین شب و روز برای بیداری امت غفلت زده بخانه های مهاجرو انصار می برد و من آنها را نسبت به خدا و پیامر (ص) و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم: به ما اهل بیت ظلم روا مدارید و حق مسلمی را که خدا به ما بخشیده است غصب نکنید. در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم اما در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند. تا آن که به خانه ما هجوم آوردند و با جمع آوری هیزم  فراوان و آتش زدن آن خواستند خانه را و ما را که درآن بودم در آتش بسوزانند.

آیا چنین امتی سزاوار است که بر من نماز بگذارد!؟

عشق زهرا(س) بیماری نیست جز فوق جنون

هرکه گوید یاعلی براو سرایت می کند!

آفتاب در حجاب

طلوع خداوند عاطفه وعاطفه خداوند، قبله مروت و

قله فتوت، قافله سالار عشق و صبرومعرفت، معلم مردان عالم

آفتاب درحجاب، زهرای کربلا بانوی بانوان جهان، عقیله بنی هاشم

عقیله عرب، عقیله عالم صدیقه صغری و زینب کبری بر زنان مسلمان

وعفیف جهان مبارک باد.

پریشان از خواب پریدی و به سوی پیامبر دویدی .

بعض راه گلویت را بسته بود و گلویت خشک شده بود. دست و پای کوچکت می لرزید . خودت را در آغوش پیامبر انداختی و گریه کردی . پیامبر پرسید: چه شده دخترم؟ تو فقط گریه میکردی. پیامبر موهایت را نوازش داد و گفت: حرف بزن زینبم! عزیز دلم حرف بزن!

قدری آرام گرفتی و گفتی خواب دیدم. خواب پریشان دیدم . دیدم که طوفان به پا شده. طوفانی که خانه ها را از جا می کند و کوهها را متلاشی میکند. طوفانی که چشم به بنیان هستی دارد. ناگهان در آن وانفسا چشم من به درختی کهنسال افتاد و دلم به سویش پرکشید. خودم را سخت به آن چسباندم تا از تهاجم طوفان در امان بمانم . طوفان شدت گرفت و آن درخت را هم ریشه کن کرد و من میان زمین و آسمان معلق ماندم. به شاخه ای محکم آویختم. باد آن شاخه را شکست. به شاخه ای دیگر متوسل شدم. آن شاخه هم شکست. من ماندم و دو شاخه بهم متصل. دو دست را به آن دو شاخه آویختم و سخت به آن هر دو دل بستم . آن دو شاخه نیز با فاصله ای کوتاه از هم شکست و من حیران و وحشتزده از خواب پریدم...

کلامت به اینجا که رسید بغض پیامبر ترکید. حالا او گریه می کردو تو مبهوت نگاهش میکردی. بر دلت گذشت تعبیر این خواب مگر چیست که...

پیامبر در میان گریه پاسخ گفت: آن درخت کهنسال جد توست عزیزدلم که به زودی تند باد اجل او را از پای در می آوردو تو ریسمان عاطفه ات را به شاخسار درخت مادرت فاطمه (س) می بندی و پس از مادر دل به پدر آن شاخه دیگر خوش می کنی و پس از پدر دل به دو برادر  می سپاری که آن دو نیز در پی هم ترک این جهان می گویند و تو را با یک دنیا مصیبت و غربت تنها می گذارند.

برگرفته از آفتاب در حجاب

لباس لحظه ها پاک است  

طلوع ستاره صبر دربهار، شاید نشانی از ظهور تو باشد...

اللهم عجل لولیک الفرج بحق بی بی زین اب (س)

 

خرم آن عیدی که آن بانی نور از کنار کعبه بنماید ظهور

قلبها را مهر هم عهدی زند، از حرم بانگ اناالمهدی زند

باسلام

حال که دوباره قلم آفرینش با پرتو افشانی بر لوح پاک طبیعت شکوهی دیگر از مظاهر خلقت را بیان نموده تا در تحولی دوباره نسیم مشک افشان و ترنم بلبلان را به نظاره بنشینیم و به ستایش آن جمیل بی نظیر به پاخیزیم ضمن تاخیر بسیار، جاودانه ترین جشن روزگار، عید نوروز را به دوستان هیئت الرضایی و وبلاگی تبریک عرض نموده و برایتان آرزوی سلامتی توام با خیر و برکت و تعجیل در ظهور آن حضرت بی مثال حجت ابن الحسن العسگری (ع) از درگاه خداوند دارم.

 یادمان باشد که فصل ها در دل ماست و ما مختاریم که بهاری باشیم. رفاقت را نگهبانی کنیم و باور کنیم که قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند. دوستان خوب مثل گندمند یعنی یک دنیا برکت ونعمت هستند ونبودنشان قحطی و گرسنگی. خوشبختیم وقتی زرخوشه های گندم در اطرافمان موج میزند و مهربانی شان راقدردان و در سیلوی جان نگهداری کنیم.

سال ویژه و پر برکتی داشته باشید. یاعلی

مناجات با خدا

خدایا! می خواهیم با تو به تو برسیم. لذت مناجاتت رو از ما مگیر

توبه از جرم وخطا، حال سحر مي خواهد، خلوت نيمه ي شب اشك بصر مي خواهد

 وادي طور همين هيئت هر هفته ي ماست، ديدن نور خدا اهل نظر مي خواهد

 سختي گردنه ي عشق زمينت نزند، راه پر پيچ وخمش مرد سفر مي خواهد

 صرف اين سينه زدن ها به مقامي نرسيم، محرم راز شدن ديده ي تر مي خواهد

 جهت بخشش هر سينه زني حضرت حق، محشر از مادر سادات نظر مي خواهد

 عمل زينب كبري به همه ثابت كرد،  سر شكستن ز غم دوست جگر مي خواهد

 سرعباس به ني پند ظريـــفي دارد غير خورشيد، سماوات قمر مي خواهد

اشهد ان محمد رسول الله

اشهد ان علی ولی الله

اشهد ان حسین ثارالله

زیباترین دوبیتی صلوات بر محمد و آل محمد است

دوستى اهل بيت

پیامبر اکرم (ص) فرمود: مـن سره ان يحيى حياتى و يمـوت مماتـى و يسكـن جنه عدن غرسهاربـى فليـوال عليا من بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طينتى رزقوا فهما و علما و ويل للمكذبين بفضلهم مـن امتى القاطعيـن فيهم ضلتى لا انا لهم الله شفاعتى.

هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد. بايد بعد از من على را, و دوست او را دوست بدارد و به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طينتم آفريده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گرديـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پيوندشان را با مـن قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.  

ولايت على (ع) شرط قبولى اعمال

فـو الذى بعثنى بالحق نبيا لو جاء احدكـم يوم القيامه باعمال كامثال الجبال و لـم يجـىء بـولايه علـى بـن ابيطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النـار.   

سـوگنـد به خـدايـى كه مرا به حق بـرانگيخته اگر يكـى از شما در روز قيامت با اعمالى هماننـد كـوهها بيايد. اما فاقـد ولايت وقبـول حاكميت علـى بـن ابيطالب بـاشـد, خـداونـد او را به رو در آتـش افكنـد. 

با یک مـرام و ایده حـق امشب آفریده

دو رهبر عقیده در مــــکه و مدیـــــنه

از بس دلـم تباهــی شـد در هـوای آنها

مرغ دلم پریده در مـــــــکه و مدیـــنه

میلاد با سعادت حضرت محمد مصطفی (ص) و ششمین ستاره تابناک سپهر ولایت امام جعفر صادق

(ع) بر تمامی مسلمانان جهان بخصوص شیعیان آنحضرت مبارک باد

طایر بلند پرواز فکر حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این سیر بود که جامعه بشر را تحت لوای اسلام نیروی وحدت وجود به یک لباس و یک زبان و یک دستور سعادت ابدی فائز گرداند و همگی ملتهای جهان را تحت قوانین کامل اسلام و پرچم عدل و مظهر اخلاق خویش به دین ثابت اسلام لباس واحد بپوشاند و همه را صبح و شام در پیشگاه خالق یکتای خویش بتواضع وادارد و باشد که روزی سپهر عدالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله بر فراز کره خاکی زمین گسترده گردد و تمام ملتها را با دعوت به یگانگی و اتحاد سیرت و صورت متحد سازد.

ایشان میفرمود: قلب محل توجه و مظهر نور خدا می باشد و باید از لوث کدورت پاک باشد تا جلوه ازلی نمودار گردد. حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) روایت میفرماید که عقاید خود را چنین بیان فرمود:

معرفت سرمایه من است .. عقل اساس من است .. محبت اساس کار من است.. شوق مرکب من .. صبر ردای من.. رضایت غنیمت من.. فقر افتخار من.. زهد حرفه من.. یقین قدرت من.. دانش شفیع من.. عبادت هم کار من.. کوشش فطرت من و نماز مایه خشنودی من است!

هان ای چشم! منهم غریبم باران اشک ببار!

سلام ای پناه غریبان رضا (ع)

سلام ای دلت رنگ باران رضا (ع)

به موی پریشان و آشفته ات. نظر کن به حال پریشان رضا (ع)

زبان غزل الکن از خواندنت

به بر می کشم بوی پیراهنت

تو شمس و الشموسی و ماه فلک. بود دست خورشید بر دامنت

ز آهوی تو شیر وحشی رمید

ز کوی تو بوی خدا می وزید...

ببخشید برای این پست یک کم دیر شد چون ایام شهادت آقا علی ابن موسی الرضاالمرتضی (ع) بهمراه دوستان هیات الرضا (ع) نایب الزیاره بودم در مشهد الرضا اگه خدا قبول کنه البته .. متاسفانه وقتی رسیدم تهران سرمای فوق العاده شبهای مشهد باعث بیماری شدو مزید بر علت!

دیروز روز بدی بود خیلی بد. انقدر حالم بد بود که مدام اشک می ریختم. وقتی از درد به خودم می پیچیدم تو خیابون چشمم به نام مبارک حضرت فاطمه الزهرا (س) افتاد. اونوقت بود که اشک امون نداد. فکر میکردم من الان اینهمه بی تابم از درد.. اما تو مادر.. یا حضرت زهرا (س) تو چطور تاب تحمل میخ درب رو به سینه ات آوردی و دم نزدی! چطور تاب تحمل تازیانه و درد رو آوردی و نگذاشتی مولا متوجه شوند! چطور تحمل کردی کبودی چشم و صورت رو اما حجاب کردی و نگذاشتی مولا علی (ع) متوجه شوند! آه! مادر با درد پهلوی شکسته چطور کنار آمدی؟

اینها از ذهنم میگذشت و اشک میریختم برای غریبی بی بی دو عالم.. بانوی بی نشان و مادر پهلو شکسته. باوجود ناراحتی و دردی که داشتم خط فکری ام ادامه داشت تا جایی که یاد حرفهای دوستی افتادم که میگفت بیست روز عزاداری و ایام فاطمیه یعنی چی؟ روز شهادت یک روزه! این روایت یا روایتی دیگر! ایام فاطمیه چیزی است که اینها و سران مملکت اسلامی برای خودشان درست کرده اند که این بشود و این ...

یاد این صحبتها دردی بود بر درد قبل. یا علی مدد

یا زهرا نور امیدی
روح باران نبض خورشیدی
با مهتاب مهرت روشن کن دنیا را

یا زهرا ای گل یاسم
یخ زده دستهای احساسم
با دستهای لطفت زیبا کن فردا را

اجر عزاداری در مصیبت امام حسین(ع) را از خداوند چشمهایم میخواهم

کاروان می آید از شهر دمشق بر سر خاک شه سلطان عشق

کاروان با خود رباب آورده است بهر اصغر شیر و آب آورده است

کاروان آمد ولی اکبر نداشت ام لیلا شبه پیغمبر نداشت

کاروان آمد ولی شاهی نبود بر بنی هاشم دگر ماهی نبود

طولانی ترین غم تاریخ را به یاد بلندترین سروهای آزادگی به چله می نشینیم

حسین جان! برخیز زینبت آمده...

گاهی وقتها فکر میکنم هر آدمی تو چه مرتبه ای از تعالی روح قرار داره و مهمتر اینکه تا چه حد میتونه نسبت به این تعالی روی دیگران تاثیرگذار باشه و حتی متعالی شود!

غروب جمعه ۱/۱۱/۸۹ مثل همیشه با همون حال و هوای معنوی که تو فضای هیئت الرضا (ع) حاکم بود توفیق حضور داشتم. وقتی حاجی نوای سلام علی شاه شیب الخضیب رو سر میداد اگر اغراق نباشه تمام وجودم یکصدا فریاد میزد خدایا شکرت! شکرت! شکر بخاطر وجود هیئت الرضا.. بخاطر این نعمت! بخاطر این توفیق الهی که باز هم دعوت شدم به این امید که بلکه ارباب فضل و کرم گوشه چشمی هم به این حقیر پر جرم و تقصیر داشته باشند. شاید بگین چرا سپاس بخاطر وجود هیئت؟

 هرکسی بالاخره از یه روز یا شبی پاش به هیئت باز میشه. فرقی نمیکنه کجا و کدوم. اما هیئت الرضا (ع) سر راه من قرار گرفت و پایبندم کرد.

حالا چیزی که بهش فکر میکنم اینه که من تو چه مرتبه ای از درک این تعالی هستم. دیگری در چه مرتبه ای و دیگری...؟ حاج رضا در چه مرتبه ای از این جایگاه؟ قطعا بالاتر! چون او القا کننده حرکت و ضرب دست بمعنای تق و سینه بمعنای وا. در نهایت تقواست. او تقوای الهی را در درون هیئتی ها زنده و بیدار میکنه واقعا اگر هیئت الرضا نبود اگر از طرف ایشون این کشش ایجاد نمی شد من که به هیچ هیئت رسمی دیگه ای نمیرفتم شاید محدودیت هایی مانع میشد. اما اینجا اولین بار توفیق حضور زمانی بود که بعد مسافت هم در کار نبود.. و یواش یواش مارو نمک گیر کرد.

به هرحال.. نمیدونم شما هم مثل من فکر میکنید که مداح از جایگاه و مقام خاصی برخورداره یا نه؟ تا جایی که بهترین و پاک ترین احساسات معنوی و روحانی رو به مستمعینش منتقل میکنه و باز هم خدا را شاکرم. شاکرم بر این فیض الهی...

نتیجه بی حرمتی به اعتقادات و عبرتهای دینی

شاید احساس کنید موضوع این پست با قبلی کمی متفاوت باشه.. به ذهنم رسید خوبه این اتفاق رو تو وبلاگ درج کنم تا برای همه ما آهنگ بیداری و هشیاری باشه. اگر نتوانیم از عبرتهای اتفاقاتی که اطرافمون میفته پند بگیریم پس گذشت زمان هم بهره ای به دنبال نداره!

از اونجائیکه متاسفانه بعضی از افراد مثلا هیئتی متوجه جایگاه.. موقعیت و ارزش عزاداری در دستگاه امام حسین (ع) نیستند کارهایی میکنند که عاقبت سختی دامنگیرشون میشه.

نمیدونم شما هم شنیدید یا نه.. من امروز شنیدم که یه بنده خدایی تو هیئتی خیلی هم چشمی و منیت داشته و همیشه سعی میکرده تا موقعیتها و جایگاه هیئتشون رو نسبت به هیئتهای دیگه بسنجه و بالا ببره.. با این که در سلامتی کامل بسر می برده نشسته روی ویلچر و به قصد خودنمایی که هیئت ما شفا میده و از این حرفها.. فریاد میزنه که مردم من الان شفا گرفتم! نمیتونستم راه برم ولی الان این هیئت و این بیرق منو شفا داده! بلافاصله سعی میکنه از جاش بلند بشه که با کمال ناباوری می بینه نمیتونه تکون بخوره و از جاش بلند بشه.. متاسفانه هر دو پای او قادر به حرکت نبوده و ناتوان از ایستادن.

سلام بر حسین(ع), او که منادی حق و حقیقت است, از اولین تا آخرین

هیئت الرضا (ع) محفلی برای آدم سازی

هیئت الرضا (ع) محفل پیشی گیرندگان بر فهم عنایات حسینی است.

در این محفل روحانی هر غروب جمعه از کرانه کربلا تا بیکرانه عشق حسین (ع) از ساحل فرات تا اروند از نینوا تا شلمچه که راه کوتاهی است باندازه یک قطره سرخ از خون شهید پرواز می کنیم تا برپا داریم سنت نبوی را.. برافرازیم حکومت علوی را.. زنده نگهداریم حماسه حسینی را.. بشناسیم و بیاموزیم فقه جعفری را و از منتظران بر انتظار مهدوی باشیم.

در این محفل باصفا بعضی ها تازه وارد و بعضی قدیمی هیئت اند. قدیمی ترها متواضع و با مسئولیت اند هرچه باشد بخشی از عمرشان را در کاری گذرانده اند که نه درآمدی داشته و نه شهرت بلکه ذخیره آخرت!

 تلاش برای این دستگاه به یادگار می ماند و به ارث می رسد انشاالله.

خدیا! توفیق خدمت وحضور دائم در این محفل را نصیب ما فرما و در راه برقراری آن ما را نشاط و توفیق عمل به هر آنچه بیان می شود را در شب و روز به ما عطا فرما.

خدایا! در راه زنده نگهداشتن اهداف امام حسین (ع) هیئت الرضا را برای ما سرپرستی ساز که وسیله ای بازدارنده از لغزشمان باشد و مددکاری که ما را به کارهای شایسته بگیرد و راهنمایی که از انحراف به راستی کشاند تا آن که ما را به برترین آرمانها از جمله درک واقعی ارزش شهدای کربلا بخصوص امام حسین (ع) و گریه بر مصیبت عظیم او و اهل بیتش برساند تا دریابیم بر عزای سرور شهیدان .. گریه آسمان همان ریزش قطرات خون و گریه زمین جوشیدن خون.. گریه ماهی که از آب بیرون افتاد و گریه هوا تاریک شدن آن و گریه خورشید کسوف و گریه ماه خسوف را!

به غبار حرم کرب و بلایت سوگند، دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

ای آنکه بپذیری اندک و بگذری از جرم بسیار؛ بپذیراز من اندک را و بگذر ازجرم بسیارم؛   التماس دعا

سلام و درود به بنیانگذار مکتب عاشورا

او که یاد و نامش دل محبان و عاشقانش را لبریز از امید و نوید و سینه دشمنان مکتبش را لبریز از ترس و دلهره می نماید. ۳۰ روز تا شب اول محرم نمانده. چشم بر هم زدنی اربابمان حسین (ع) را می بینیم که در گرمای سوزان روز عاشورا در تنهایی و غربت اما با آرامش و وقار و شهامت و اخلاص در قربانگاه عشق پیشانی بر خاک می نهد و با نیایشی شورانگیز از همه پدیده ها می برد و به الله می پیوندد.

امام شخصیت بی نظیری است که بخاطر دفاع از حریم اسلام هر آنچه داشت در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم الله نمود تا مخاطب به خطاب یا ایتهاالنفس المطمئنه گردید.

همینطور است انتظار می کشیم. انتظاری شیرین تا شب اول محرم که بیشتر و مکرر دریابیم که برترین روزه. روزه امام حسین (ع) بود. نماز خاص امام. همان چهار نوع نماز: نماز شب برای مهلت . نماز ظهر به شیوه نماز خوف. روح نماز و نماز آخر دارای تکبیر خاص قرائت قیام رکوع سجود تشهد و سلام خاص بود.

احرامش آن هنگام که از اسب بر زمین افتاد!  قیامش زمانی که روی پا ایستاد و رکوعش هنگامی که لرزان میرفت و فرو می افتاد. سجده اش گذاشتن چهره مبارک بر خاک و تشهد و سلامش پرواز روح از بدن و بالا رفتن سر بر نیزه ها بود و تعقیب نمازش اذکار و تلاوت سوره کهف بود که از سرمبارک ایشان وقتی بر نیزه بود شنیده شد .

دریابیم که جهاد بر کودکان و پیران واجب نیست اما در کربلا بر قاسم و عبدالله ابن الحسن و حبیب ابن مظاهر...

دریابیم که کشته صاحب نام را نباید عریان کرد مانند علی (ع) که در مورد عمرابن عبدود فرمود او بزرگ قوم خودش است دوست ندارم هتک حرمت شود. اما ارباب ما ...

حتی اگر کشته کافر باشد نباید قطعه قطعه شود. که علی (ع) در مورد ابن ملجم ملعون فرمود با او این کار را نکنید. اما ارباب ما ...

دریابیم که زنان اسیر را نباید در بازار به معرض فروش و دید مردم قرار داد اما در مجلس یزید مرد شامی گفت: یزید! این دختر اسیر را به من ببخش...

وااای ارباب حسین (ع)! آقا حسین (ع)! مولا حسین (ع)!

امیری حسین و نعم الامیر

نایب الزیاره رجبیون، بخصوص دوستان هیئت الرضایی در مدینه النبی (ص)، همان دهکده دلدادگی و لاله های بقی

هدف از خلقت ما چیست؟ حسینی گشتن

تصویری بسیار زیبا و قدیمی از حاج عبدالرضا هلالی

انتظارش انتظارم سیر کرد

آنکه میخواهد بیاید دیر کرد

تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن؟

آمدن  رفتن  ندیدن  سوختن؟

اللهم عجل لولیک الفرج

یاس را احساس معنا می کند (تقدیم به خاک پای مادر مظلومیت)

پرنده جانم زندانی این آشیان تن شده است
ای کاش جان نیز همراه این ناله های جگر سوز در می آمد.

ایام شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا (س) برشیعیان فاطمی بخصوص دوستان هیئت الرضایی تسلیت باد  

انا اعطیناک الکوثر

من فهمیدم که تو کوثری و هیچ مادری دختری به خوبی دختر من نزاده است . آن بانوان گرانقدر تو را به آب کوثر شستشو کردند و در دو جامه ی بهشتی پیچیدند. و اکنون که تو اسماء را فرستاده ای تا آن کافور بهشتی را برای رحلت و رجعتت به بهشت آماده کند و اکنون که رو به قبله خفته ای و جامه ای سفید بر سر کشیده ای و به اسماء گفته ای که پس از ساعتی بیاید و تو را صدا کند و اگر پاسخی نشنید بداند که تو به دیدار پدر نائل شده ای. اکنون ... اکنون  من به یاد آن جامه های بهشتی و آن آب کوثر و آن لحظه های شیرین تولدت افتادم که تو برای اقامتی چند روزه از بهشت به زمین می آمدی و اکنون که آخرین لحظات حیات دردآلوده ات سپری می شود چون مرغ پرو بال مجروحی که از قفسی هجده ساله رها میگردد به سوی ما پر میکشی.

 فاطمه...

ادامه نوشته

به کجا چنین شتابان

ميلاد پربركت‌ رسول‌ خدا حضرت محمد مصطفی صلي‌ الله عليه‌ و آله‌؛ انفجار نور ايمان‌ و ششمین اختر تابناک سپهر ولایت حضرت امام جعفر صادق (ع) را بر محضر امام عصر (عج)  و مسلمانان جهان تبريك و تهنيت عرض مي دارم

والا پيامدار !
محمد !
گفتي كه يك ديار
هرگز به ظلم و جور نميماند استوار
آنگاه
تمثيل وار كشيدي
عباي وحدت
بر سر پاكان روزگار .
در تنگ پر تبرك آن نازنين عبا
ديرينه اي محمد !
جاهست بيش و كم
آزاده را كه تيغ كشيده است بر ستم !؟

 

امروز آغاز امامت و زعامت امام زمان (عج) مي باشد . اين روز بزرگ  به همه اونهايي كه چشم انتظاران مولايشان مي باشند ودرفراقش هر صبح جمعه ندبه مي كنند و ظهورش را از حي سبحان طلب مي نمايند تبريك و تهنيت باد


در این سفر پرفیض معنوی با امکاناتی که خدا برامون فراهم آورده بود تونستیم به راه ادامه بدیم و با همون سبک و سیاق همیشگی تو هیئت به زیارت امام غریب علی ابن موسی الرضا(ع) نائل بشیم .

همینجا از عزیزان بزرگوار حاج رضا هلالی و آقای فرشید فر وآقای عبداللهی و دیگر دوستان تشکر می کنم . زحمت کشیدید. خدا اجرتون بده که البته زحماتتون به ثمر نشست. انشاالله مورد تایید خدا و فائز به عنایات حسینی باشید .

 

دیوانه ام اگر بهشت آرزو کنم       آیم اگر به کوی تو یا ثامن الحج

ضمن تسلیت ایام شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام  و آقا علی ابن موسی الرضاعلیه السلام و رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد (ص) انشاالله بهمراه کاروان زیارتی هیئت الرضا (ع) نایب الزیاره همه دوستان درمشهدالرضا و بارگاه ملکوتی قبله هفتم و هشتمین اتفاق ایمان حضرت امام رضا علیه السلام هستیم ..   

فرا رسیدن اربعین حسینی بر عاشقان امام حسین (ع) تسلیت باد

به کجا چنین شتابان

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان

به هر آن کجا که باشد  به جز این سرا سرایم

سفرت بخیر اما  تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را ...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 یک سوال!

دوستان چرا میگن بقاء امام حسین (ع) بقاء پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) است؟ و چرا امام سجاد (ع) نه!؟

بعد از این مدت و اینهمه دلتنگی ...

 گفت ای عمه غمدیده خونین جگرم
اگر آمد ز سفر پس چه شد آن تاج سرم
عمه جان کو پدرم

آمد از مهر مرا بر سر زانو بنشاند
به رخم اشک فشاند
گاه بوسید لب خشک و گهی چشم ترم
عمه جان کو پدرم

لیک از حال من زار نه او کرد سوال
نه مرا بود مجال 
تا بگویم که در این راه چه آمد به سرم
عمه جان کو پدرم 
گفتم آخر پدرم آمد و دلشاد شدم زغم آزاد شدم

نکند بار دگر عزم سفر کرد ز برم
عمه جان کو پدرم

پدرم عمه! چرا با دل زار آمده بود اشکبار آمده بود
خبری تازه اگر هست بکن باخبرم
عمه جان کو پدرم

بلکه دیده است مرا با سر عریان و فکار به روی ناقه سوار
یا شنیده است که با شمر و سنان همسفرم
عمه جان کو پدرم

پدرم گر ز سفر آمده  کو اکبر من . آن مه انور من
کو پسر عم من آن قاسم نیکو سیرم
عمه جان کو پدرم

گر حسین آمده عباس علمدار کجاست؟ هرطرف از چپ و راست
که نظر می کنم او نیست به پیش نظرم
عمه جان کو پدرم

 

خدا را شاکریم که هیئت الرضا (ع) این شعبه ای از مشرق آفتابی عشق (کربلا) و جغرافیای تجلی عشق درزمین همچنان زنده و پویاست. خدایا مدد کن هیچوقت از این محفل باصفای  حسینی فاصله نگیریم و با رهنمود مداح اهل بیت علیهماالسلام برادر حاج عبدالرضا هلالی از کرانه کربلا الهام بگیریم انشاالله ... 

به غبار حرم کرب و بلایت سوگند، دوست دارم که شبی در حرمت گریه کنم

اکنون حدود بیست روزی است که دوستان رو نمی بینم ولی وجودشون رو حس می کنم . شاید در این چند روز از روی دلتنگی هزاران بار یا حتی بیشتر خاطرات فراموش نشدنی شبهای هیئت الرضا (ع) بخصوص شبهای عزاداری دهه محرم الحرام رو با خودم مرور کردم و درس هایی رو دوباره و صدباره از اول برگرفتم . از این مرور خسته نشدم و دم نزدم بلکه به خود می بالم و مغرورم که لیاقت حضور در هیئت الرضا (ع) و جمع دوستان رو داشتم .

تمام اشکها و نگاههای عمیق که شور سینه زنی و عزاداری در رثای خون خدا سیدالشهدا (ع) در آنها دیده می شد رو خوب به یاد دارم و مطمئنم حالا بهتر از همیشه .. نه فقط من بلکه همه اینطورند .

دلم تنگ است! دلتنگ باری دیگر شنیدن و گفتن ذکر حسین (ع) با نوای حاج عبدالرضا هلالی . دلتنگ اذل دخول حرم ابا عبدالله الحسین (ع) و در این بین توجه حاج رضا به مستمعین با وجود ایجاد احساس حضور در کربلا و بین الحرمین که منتظرمون نمی گذاشت و خیلی صحنه های دیگر مثل صحبتهای با یقینی که راجع بخدا .. امام حسین و حضرت اباالفضل العباس علیهم السلام .. علی اکبر و قاسم علیهم السلام .. بی بی زینب و حضرت رقیه سلام الله علیها انجام می داد ( بهمراهی مداحی برادر بزرگوار حاج مجید شعبانی ) و کلی صحنه های دیگر که در جای خود و فقط با حضور زنده در هیئت به اعماق دل و جان می نشست و حالا زبان از گفتنش ناتوان است .

حتی نمی توان یکی را بر دیگری ترجیح داد که هر یک خود حماسه ای برتر از دیگری است . بامید توفیق و برپایی دوباره آئین عزاداری و سینه زنی در هیئت الرضا (ع) محفل بسیجیان و رهروان شهدا ...