تبليغاتX
حاج عبدالرضا هلالی
گفتم شبی به مهدی ازتو نگاه خواهم . گفتا که منهم ازتو ترک گناه خواهم

امشب کبوتر دل مسافر مدینه است . همه غمهای عالم گویی به روی سینه است. پر می کشه دلم سوی مدینه . آی آدما آخر عشق همینه

من گرچه گنهکارم و بدم یا الله  از درگه خود نکن ردم یا الله  . گفتم که من و اینهمه عصیان چه کنم  گفتی که بیا من آمدم یا الله .

وداع جانسوز

خداحافظ خداحافظ مدینه  چه غمهایی که من دارم به سینه خداحافظ تو ای شهر پیمبرخداحافظ مزار پاک مادر . میروم شهر مدینه الوداع  داغ دل مونده به سینه الوداع    آی مدینه شهر سیمای رسول  آی مدینه تربت پاک بتول  . قربون دسته گلهای پرپرت با دلی شکسته میرم از برت . 

مدینه دوست دارم بازم بیام در این شهر کنار قبور ائمه بقیع گریه کنم . بیام کنار قبوری که روزها آفتاب بر آن قبور می تابد  و شبها ماه بر آنها درخشش دارد . بیام عقده های دلمو باز کنم مدینه .   

نوشته شده توسط کوثر  در ساعت 19:50 | لینک  | 

یابن الحسن کجایی؟ همه ی عالم برای توست  پس چرا غریبانه میگردی ؟

به کعبه روی نهادم طواف روی تو کردم  کنار بیت خدا آرزوی تو کردم آقا  . در استعلام حجر جای دست تو دیدم  زپرده حرم احساس بوی تو کردم آقا . چو با خدای توگفتم سخن سخن به تو گفتم   به بزم خلوت معبود گفتگوی تو کردم آقا .  بیا و لحظه ای از ماه رخ نقاب برافکن که عمر خود همه را صرف گفتگوی تو کردم آقا . اگر چه قبله ی من کعبه بود وقت عبادت  اما نگه به کعبه ولی روی دل به سوی تو کردم آقا .

نوشته شده توسط کوثر  در ساعت 19:1 | لینک  | 

 

گر نگاهی به ما کند زهرا (س)   دردها را دوا کند زهرا (س)   بر دل و جان ما صفا بخشد گوشه چشمی به ما کند زهرا (س)

آتشی را که عدو یکسره افروخته بود  که در بیت علی(ع) ز آتش کین سوخته بود . آنچنان با لگد آن سوخته در را بگشود  که درو سینه و مسمار به هم دوخته بود .

کبوتر من به خانه برگرد صفای خانه به خانه برگرد . کسی زحالم خبر ندارد شب سیاهم سحر ندارد .  دو زانوی غم بغل گرفتم  کسی ز حالم خبر ندارد .

نوشته شده توسط کوثر  در ساعت 18:58 | لینک  |