امشب کبوتر دل مسافر مدینه است . همه غمهای عالم گویی به روی سینه است. پر می کشه دلم سوی مدینه . آی آدما آخر عشق همینه
من گرچه گنهکارم و بدم یا الله از درگه خود نکن ردم یا الله . گفتم که من و اینهمه عصیان چه کنم گفتی که بیا من آمدم یا الله .
وداع جانسوز
خداحافظ خداحافظ مدینه چه غمهایی که من دارم به سینه خداحافظ تو ای شهر پیمبرخداحافظ مزار پاک مادر . میروم شهر مدینه الوداع داغ دل مونده به سینه الوداع آی مدینه شهر سیمای رسول آی مدینه تربت پاک بتول . قربون دسته گلهای پرپرت با دلی شکسته میرم از برت .
مدینه دوست دارم بازم بیام در این شهر کنار قبور ائمه بقیع گریه کنم . بیام کنار قبوری که روزها آفتاب بر آن قبور می تابد و شبها ماه بر آنها درخشش دارد . بیام عقده های دلمو باز کنم مدینه .
یابن الحسن کجایی؟ همه ی عالم برای توست پس چرا غریبانه میگردی ؟
به کعبه روی نهادم طواف روی تو کردم کنار بیت خدا آرزوی تو کردم آقا . در استعلام حجر جای دست تو دیدم زپرده حرم احساس بوی تو کردم آقا . چو با خدای توگفتم سخن سخن به تو گفتم به بزم خلوت معبود گفتگوی تو کردم آقا . بیا و لحظه ای از ماه رخ نقاب برافکن که عمر خود همه را صرف گفتگوی تو کردم آقا . اگر چه قبله ی من کعبه بود وقت عبادت اما نگه به کعبه ولی روی دل به سوی تو کردم آقا .
گر نگاهی به ما کند زهرا (س) دردها را دوا کند زهرا (س) بر دل و جان ما صفا بخشد گوشه چشمی به ما کند زهرا (س)
آتشی را که عدو یکسره افروخته بود که در بیت علی(ع) ز آتش کین سوخته بود . آنچنان با لگد آن سوخته در را بگشود که درو سینه و مسمار به هم دوخته بود .
کبوتر من به خانه برگرد صفای خانه به خانه برگرد . کسی زحالم خبر ندارد شب سیاهم سحر ندارد . دو زانوی غم بغل گرفتم کسی ز حالم خبر ندارد .
